الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
70
الغدير ( فارسي )
كه در شهرهاى ما تنبانهاى كوتاه مىپوشيدند » و تو را چه به قريش ؟ تو بيگانه مردكى از كافران صفوريه اى و به خدا سوگند تو از آن چه بدان شناخته شده اى پيشتر به دنيا آمده و بزرگسالتر هستى شرح ابن ابى الحديد 2 / 103 و نيز اگر مىخواهى ، از خليفه عثمان بپرس كه او را شايسته دانسته و سرپرستى صدقات تغلبيان و سپس فرمانروائى كوفه را به او سپرده و او را بر احكام دين و نواميس مسلمانان و تهذيب مردم و دعوت ايشان به دين يگانه پرستى امين شمرده و بدهى او به بيت المال مسلمانان را بخشيده و ذمه اش را از مالى كه از فقرا بر گردن وى بوده برى ساخته آيا در آئين پاك ما مىتوان چنين مردى را اين همه چيرگى و نيرومندى بخشيد ؟ من پاسخى براى اين سؤال ندارم و شايد تو ، يا نزد خليفه چيزى بيابى كه كار او را موجه جلوه دهد يا نزد ابن حجر كه پس از اقرار به صحت آن چه ما گفتيم و اين كه : از طريق راويان مورد اطمينان رسيده است - پاسخى تراشيده كه معلوم نيست چه از آن بدست آيد زيرا در تهذيب التهذيب 11 / 144 مىنويسد : ثابت است كه وى از اصحاب رسول بوده و گناهانى هم كرده كه كار آن با خدا است و درست آن است كه سخنى از آنها نرود . پايان . ولى ما خاموشى را درست نمىدانيم آن هم پس از آن كه قرآن كريم خاموشى نگزيده و در دو جا او را فاسق ناميده - مگر كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه تبهكار است ؟ برابر نيستند . و ما هر چه را هم كه ميان او و خدا است به سكوت برگذار كنيم ولى ديگر روا نيست مترتب شدن و نشدن آثار عدالت را هم بر او با سكوت برگذار كنيم و از جايز بودن يا نبودن روايت از زبان او سخنى بر زبان نرانيم چرا كه در قرآن به نام فاسق ياد شده و با تبهكارىهائى كه آشكارا كرده به پرده درىها برخاسته و از مرزهايى كه قوانين خدايى نهاده بوده تجاوز كرده و كسانى كه از مرزهاى قوانين خدا تجاوز كنند از ستمگراناند .